نویسندگان در مقاله حاضر نشان میدهند که تنها برخی از کشورها از پتانسیل جامعه استفاده کرده اند و در نتیجه، آنها به طور مؤثرتر از عواقب فاجعه کاستهاند و احساس همبستگی و تعلق را در جوامع خود افزایش دادهاند. ولی کشورهای دیگر به اهمیت جامعه مدنی پی نبردهاند و اوضاع را به عنوان "یک نمایش تک بازیگرِ روی صحنه" تفسیر کردهاند. از همین رو همبستگی و انسجام در چنین جوامعی به عنوان ارزش شناخته نمیشوند. در عوض دولت فرصتی را برای بازی در نقش ناجی و قهرمان پیدا میکند و برای خود هم دستاوردهای نمادین و هم تمرکز قدرت را افزایش میدهد. انتظار میرود که شهروندان به هیچ کس یا هیچ سازمانی به جز رهبر( حزب) کاریزماتیک اعتماد نکنند. بدین ترتیب، یک زنجیره کنترل عمودی و سلسلهمراتبی ایجاد میشود، نه یک شبکه اعتماد و همکاری که به صورت افقی به هم مرتبط و متصل باشند.
این مقاله به بررسی نه کشور واقع در یک خط خیالی میپردازد که از انگلستان آغاز میشود و شامل آلمان، اتریش، مجارستان، ترکیه، اسرائیل، هند، چین و کره جنوبی نیز میشود. این کشورها نمایانگر نظامهای مختلف سیاسی اجتماعی و اقتصادی هستند. کشورهای مورد بررسی بر اساس ویژگیهای روابط جامعه مدنی – دولت در دوران کرونا در مقیاسی قرار میگیرند در انتهای این طیف کشورهایی قرار دارند که در آنها پاسخ خلاق و سازنده CSO ها به چالشهای اجتماعی توسط دولت با مانع مواجه شده است. در این تشکیلات، سازمانهای مدنی در بهترین حالت نادیده گرفته شدهاند و محدودیتها توانایی آنها را برای کمک به روند کاهش همهگیری و پیامدهای آن کاهش دادهاند. در سر دیگر این طیف، کشورهایی قرار دارند که در آنها دولت، اعم از مرکزی و محلی، از جامعه مدنی در پاسخ به کووید 19 دعوت کرده و همکاری بین بخشی با کیفیت بالا و چند سطحی را ترتیب داده و شرکا منابع (مالی) مورد نیاز را تأمین کردهاند. در این موارد، سازمانهای خصوصی به طور مؤثر قادر به شرکت در فرایندی بودند که برای حل این همهگیری و پیامدهای آن مطابق با اصول دموکراسی مشارکتی طراحی شده است.
واژگان کلیدی: روابط دولت - جامعه مدنی (CSO)، همهگیری جهانی، استقلال، مشارکت، همبستگی
Cite: Kövér, Á. (2021, February). The Relationship between Government and Civil Society in the Era of COVID-19. In Nonprofit Policy Forum. De Gruyter.